چرا آمریکا فقط پارس میکند اما حمله نمیکند؟
آمریکا امروز در منطقه پارس میکند، نه برای آنکه دندان ندارد؛ برای آنکه نمیداند اگر گاز بگیرد، فکش سالم میماند یا نه. این تفاوتِ تهدید و جنگ است. تهدید، هنر امپراتوریهای رو به افول است؛ جنگ، ابزار قدرتهای مطمئن.
مسئله اینجاست که ارتش آمریکا، برخلاف تبلیغات سینماییاش، تا امروز هیچگاه با یک ارتش واقعیِ کامل، مجهز و آمادهی پاسخ متقارن وارد جنگ نشده است. کارنامهاش را که ورق بزنی، یا با کشورهایی طرف بوده که پیشاپیش خلع سلاح شدهاند (لیبی)، یا دولتشان از درون پوسیده و بیپشتوانه بوده (عراقِ صدامِ تحریمزده)، یا اساساً جنگ را از آسمان شروع کرده و سالها بمباران کرده تا شاید جرأت کند پای نیروی زمینی را وسط بکشد (ویتنام، افغانستان).
و هر جا که نیروی زمینی را جدی وارد کرده، افتضاح ساخته؛ نه بهخاطر کمبود سلاح، بلکه بهخاطر ناتوانی در جنگ واقعی.
ارتش آمریکا، ارتش هالیوودی است؛ ارتشی که برای «تصویر پیروزی» طراحی شده، نه برای «هزینهی پیروزی». جنگ واقعی اما تصویر نمیشناسد؛ خون میخواهد، تلفات میخواهد، تابآوری اجتماعی میخواهد. چیزی که آمریکا سالهاست در داخل خودش هم ندارد.
ایران اما، دقیقاً نقطهی مقابل تمام تجربههای موفق آمریکا در جنگ است:
نه خلع سلاح شده،
نه از آسمان میترسد،
نه جامعهاش با اولین موشک فرو میپاشد،
و نه پاسخ را به تعویق میاندازد.
برای همین است که آمریکا حمله نمیکند. چون میداند اینبار، جنگ یکطرفه نیست. میداند اگر شلیک کند، فقط ایران را هدف نگرفته؛ منطقه را باز کرده. پایگاههایش، ناوهایش، خطوط انرژی، و مهمتر از همه، متحدی به نام اسرائیل، همه در تیررساند.
و اسرائیل این را با پوست و استخوان فهمیده.
جنگ ۱۲روزه، برای تلآویو یک «هشدار عملی» بود، نه تحلیل نظری. موشکهایی که خوردند، فقط بتن و شیشه را نزد؛ توهم مصونیت را فرو ریخت. اسرائیلیها میدانند حملهی مستقیم ایران، یعنی جهنمی که نه گنبد آهنین جمعش میکند و نه رسانه.
پس چه میماند؟ فشار.
جنگ نیابتی از درون.
امید بستن به اینکه نارضایتیهای داخلی را هل بدهند وسط خیابان، اسلحه بدهند دستش، و کاری را بکنند که خودشان جرأتش را ندارند.
اینجاست که تهدید جای جنگ را میگیرد.
پارسی که برای ترساندن است، نه برای دریدن.
آمریکا حمله نمیکند، چون هزینهی حمله را میداند.
و اسرائیل میترسد، چون اولین قبضِ این هزینه به نام او صادر میشود.
پس باید به این ترسشان حمله کرد؛ چون ترس، نقطهی پوسیدگیِ قدرت است. وقتی توانِ ضربهی آخر را داری و میدانی حریف تابِ تحملش را ندارد، دیگر مجال تعلل نیست.باید مشتِ سنگینِ مرگبارِ نهایی را فرو آورد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0